تبليغاتX
بخون و درکم کن

بخون و درکم کن

چقد گرمه

وایییییییییییییییییییییییییییییییییی

خفه شدم

 

لعنت خدا به این استاندار گور به گور شده ما

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/21ساعت 21:24  توسط فریماه  | 

من آمده ام

آه خونه.

دلم تنگت بود

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/05ساعت 10:23  توسط فریماه  | 

اینجا دیگه امن نیست

تعداد اونایی که منو شناختن زیاد شده

دیگه مثه قدیما نمی تونم اینجا خودمو خالی کنم

یه وبلاگ دیگه می سازم

به همتون سر می زنم دوستای نازنینم

البته با یه  اسم دیگه

اینجا هم تعطیل تعطیل نمی شه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/01ساعت 21:38  توسط فریماه  | 

تولدت مبارک

وبلاگ عزیزم

می دونم منو درک می کنی

من حتی تولد خودمو هم گاهی از یادم می ره

حالا دلگیر نشو

boooooooooooooooooooooooooooos

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 6:39  توسط فریماه  | 

آره؟

نکنه عیب از خودمه

نههههههههههههههههههههههههههههههه

باید بیشتر انرژی بزاره

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت 15:25  توسط فریماه  | 

near period time

هنوز چند روز به آفت مونده

چقد زود خسته شدی

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/01ساعت 5:52  توسط فریماه  | 

ummmmmmmmmm

بوی بهار نارنج

یاد آوری خاطرات شیرین

اونقد مست بوش می شم که دلم می خواد تموم شهرو بدومو برقصم

این روزا

همه مهربون به نظر می رسند حتی تو

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 14:5  توسط فریماه  | 

36-stomachache

وقتی به کارات فکر می کنم دلم می پیچه

اینکه تو می تونی تو یه روز به چند نفر ابراز احساسات کنی

نمی خوام بگم تو کارت واردی .می خوام بگم چرا اینقد این ضعیفه ها احمقند که باورت دارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 8:26  توسط فریماه  | 

35-.....

به  دعوت ژولیان عزیزم  قوانین مهم زندگیمو  اینجا  نوشتم

-هیچ وقت نگران نباش ،نیروهای دوروبرت هماهنگ با تواند

-همیشه  با  خودت  صادق  باش

- همه سزاوار احترامند

فعلا اینا رو یادم اومد که فکر می کنم مهمترند

 

منم از گندمگون و توکا و انسان ، جنایت و احتمال  

دعوت می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت 10:5  توسط فریماه  | 

34-خیلی مغروری

بگو کسی کنار من نشینه ممکنه  حامله شه.من قدرتم فوق العادست

P.N:امیدوارم سال خوبی داشته باشین

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 8:55  توسط فریماه  |